« کلام ما را هر کس نداند »

دغدغه دغدغه‌آفرین!

یکشنبه 4 خرداد 1393 01:19 ب.ظ

نویسنده : افسر جنگ نرم ; فائزون
همایش بیمه سلامت که روز گذشته برگزار شد، فرصت مغتنمی بود تا رئیس دولت به مباحث سلامت که از جمله دغدغه‌های دولت است بپردازد. عبارتی که دکتر روحانی برای ورود به بحث انتخاب کرده بود، عبارت محکم و باظرفیتی برای تشریح بحث مهم سلامت بود. رئیس‌جمهور برای ورود به بحث، این عبارت را برگزید: «بگذاریم مردم در سلامت روحی باشند.» این عبارت جذاب ..... و بامفهوم با شرح بیشتر می‌توانست فراهم‌کننده سرفصل‌هایی برای چگونگی تقویت سلامت روحی مردم باشد؛ اما عبارات بعدی و توضیحی دکتر روحانی، خود به موضوعی دغدغه‌آفرین تبدیل و موجب هیجان و التهاب شد، آنجا که گفت: «این قدر در زندگی مردم هر روز مداخله نکنیم ولو به خاطر دلسوزی. بگذاریم مردم راه بهشت را انتخاب کنند، به زور و شلاق نمی‌شود مردم را به بهشت برد. پیامبر هم بشیر بود و هم نذیر، شلاق در دستش نبود، بشیر بود و نذیر، مردم را بشارت می‌داد، امید می‌داد، راه حق را به مردم معرفی می‌کرد، مردم را انذار می‌کرد، می‌گفت این راه، راه ناصحیحی است، تبعاتش این‌هاست.» با وجود برخی کاستی‌های عبارات فوق به‌ویژه درباره شخصیت پیامبر اعظم(ص)، مفاهیم عبارت‌های آن، خارج از سیاقی که در آن قرار گرفته، کاملاً معتبر و ارزشمند است؛ اما زمانی در معرض انتقاد قرار می‌گیرد که در سیاق و قالب فوق واقع می‌شود. اشکال بزرگ عبارات فوق در این است که به‌صراحت به مصادیق اشاره می‌کند، اما آن‌ها را پنهان نگه می‌دارد. و این یعنی دو دسته کردن جامعه: دسته‌ای بزرگ و دسته‌ای کوچک. دسته بزرگ مردم هستند که به دلایل مختلفی که قابل بحث است، از صحبت‌های فوق مسرور می‌شوند و در عین حال، به سبب مصادیق پنهان اما موجود، احساس تشویش و نگرانی می‌کنند و دسته کوچک همان مصادیق پنهانی هستند که دغدغه‌آفرین بودن آن‌ها به سبب همین پنهان معرفی کردن آن‌ها است. برای نمونه به دو عبارت اشاره می‌شود: 1 - «این قدر در زندگی مردم هر روز مداخله نکنیم.» «مداخله نکنیم» یعنی گروهی هستند که مداخله می‌کنند و قاعدتاً گوینده این کلام از این گروه مستثنی می‌شود و مابقی که مصداق دخالت کردن هستند، باقی می‌مانند اما پنهان و ناشناخته؛ که این پنهانی و ناشناخته بودن، وحشت‌انگیز است. 2- «به زور و شلاق نمی‌شود مردم را به بهشت برد.» مفهوم این بیان هم این است که عده‌ای تلاش می‌کنند با زور و شلاق مردم را به بهشت ببرند؛ اما باز هم هویت آن‌ها پنهان و نامشخص است و همین ابهام هویتی، مسئله را خوفناک می‌کند. با اندکی تغییر در بیان، وضعیت مسئله تا حد زیادی تغییر می‌کرد و نتیجه آن، کاهش نگرانی‌هایی ‌بود که ظاهراً دغدغه اصلی آقای روحانی است. آن اندک تغییر این است که در سخنان دکتر روحانی این مصادیق از تاریکی و ابهام خارج می‌شدند تا مشخص شود: 1 - آیا اصلاً وجود خارجی دارند؟ 2- میزان قدرت و جایگاه اجتماعی آن‌ها چقدر است؟ 3- آیا واقعاً همان‌گونه هستند که در کلام دکتر روحانی توصیف شده‌اند؟ اگر دکتر روحانی اینگونه سخن می‌گفت، مردم بدون واسطه با آن‌ها آشنا می‌شدند - اگر وجود می‌داشتند- و در این صورت، آسیب کمتری به سلامت روحی آن‌ها وارد می‌آمد.


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic